مرضیه سنویی

او عضو فعال انجمن گیاهان دارویی، عضو هیات مدیره کانون کارآفرینان کشور، عضو انجمن حمایت از حقوق مصرف کنندگان، عضو انجمن مدیران استان خراسان، عضو هیات مدیره کانون زنان بازرگان، عضو اتحادیه صادرکنندگان کشور و … عضو شبکه ملی گیاهان دارویی، عضو و رییس هیات مدیره اتحادیه تولیدکنندگان داروهای گیاهی خراسان، عضو انجمن تولیدکنندگان داروهای گیاهی کشور و عضو انجمن توسعه و ترویج تولید و تجارت محصولات حلال است و دریافت گواهی عنوان واحد فناور برتر در پارک های علم و فناوری کشور، لوح تقدیر از استانداری خراسان رضوی، تاییدیه علمی از پژوهشکده، لوح تقدیر از اتاق بازرگانی به عنوان بانوی برتر صنعت، عنوان واحد نمونه از جهاد کشاورزی خراسان، عنوان واحد نمونه از اداره نظارت خراسان و چندین لوح و گواهینامه دیگر از جمله موفقیت های اوست.

موفقیت و خودشناسی

ایستادن بر قله افتخار کارآفرینی، هنری است که با تلاش و کوشش و تسلیم‌نشدن در برابر شکست به‌دست می‌آید.

طبابت پدر با داروهای گیاهی و تجویزهای شفابخش او سرمشقی شد تا مرضیه سنویی بعد از تحصیل در رشته شیمی و سال‌ها فعالیت به‌عنوان ناظر کیفی در تولید اسانس‌های گیاهی، این بار با کمک اعضای خانواده‌اش، گام در راه تولید داروهای گیاهی بگذارد و به‌عنوان یکی از چهره‌های مطرح در این زمینه معرفی و شناخته شود. او از سال‌ها تلاش برای رسیدن به قله موفقیت و سختی‌ها و مشکلاتی که پیش رو داشته می‌گوید.

سال۱۳۲۷ در گناباد به دنیا آمدم. کودکی‌ام در میان خانواده‌ای پرجمعیت اما سرشار از عطر زندگی سپری شد. فرزند چهارم خانواده بودم. ۳ برادر و یک خواهر داشتم و پدرم پزشک ژاندارمری بود. از وقتی که چشم باز کردم پدرم را در لباس سفید پزشکی در حال خدمت به مردم دیدم. با وجود سن کمی که داشتم تلاش پدر را برای درمان بیمارانش با همه وجود حس می‌کردم. خدمت به مردم و تلاش برای رسیدن به موفقیت، درس‌هایی بود که از پدر آموختم و این درس‌ها چراغی برای آینده من شد. پدرم آرزو داشت که فرزندانش همه تحصیل کنند و به موفقیت‌های بزرگ علمی دست یابند. از آنجا که گناباد شهر کوچکی بود همه شهر پدرم را می‌شناختند و برای او احترام زیادی قائل بودند. خواهر بزرگم در نوجوانی ازدواج کرد و به خانه بخت رفت. من تا مقطع دیپلم را در گناباد تحصیل کردم. اینکه ادامه فامیلی‌مان محصل بود هم به‌خاطر پدرم بود چون او تنها کسی بود که در شهرمان تحصیلات عالی داشت فامیلی محصل را برای ما انتخاب کردند. از همان کودکی دوست داشتم که با دیگران و هم سن و سال‌های خودم تفاوت داشته باشم. شوق تحصیل باعث شد تا با جدیت درسم را ادامه بدهم و در رشته شیمی دانشگاه مشهد پذیرفته شوم. دنیای عناصر مختلف شیمی زیباترین دنیایی بود که تجربه کردم و همین علاقه باعث شد تا بعد از فارغ‌التحصیلی، ۱۵سال به‌عنوان دبیر شیمی مشغول تدریس شوم. علاقه زیادی به تدریس داشتم اما به‌دلیل مشکلاتی مجبور شدم تدریس را کنار بگذارم و به این ترتیب وارد دنیای صنعت شدم.

مهارتهای خانوادگی

شروع علاقمندی و پیگیری علایق

علاقه شخصی به پدرم و شغلی که او داشت باعث شد راه او را پی‌بگیرم. وقتی پدر بیماران را معاینه می‌کرد مشتاقانه او را زیرنظر می‌گرفتم تا ببینم چه دارویی برای درمان آنها تجویز می‌کند. پدر همیشه داروهای گیاهی تجویز می‌کرد و بسیاری از بیمارانی که نزد او می‌آمدند با همین داروها درمان می‌شدند. برای هر بیماری داروی گیاهی خاصی تجویز می‌کرد و دستور آن را نیز با زبان ساده‌ای به بیمار می‌گفت. وقتی من و خواهرم و برادرهایم مریض می‌شدیم پدر با جوشانده‌های گیاهی سراغ ما می‌آمد و تشویق‌مان می‌کرد تا آن را بخوریم. آن جوشانده‌های گیاهی معجزه می‌کردند و خیلی زود بیماری‌مان درمان می‌شد. پدر با علاقه و اطلاعات زیادی که از گیاهان دارویی داشت از آنها جوشانده‌های مختلفی تهیه می‌کرد. نسخه‌های پدر بارها مرا به فکر واداشت و تأثیر بسیاری بر من گذاشت. همین علاقه باعث شد تا به‌دنبال شناخت گیاهان دارویی باشم و بیشتر به‌دنبال گیاهانی بروم که هنوز ناشناخته بودند و کسی از خواص درمانی آنها اطلاع زیادی نداشت.

سال ۶۴ از آموزش‌وپرورش بیرون آمدم. در یک کارخانه مشغول به‌کار شدم. خوشبختانه نخستین فعالیت من در دنیای صنعت با گیاهان دارویی شروع شد. به‌مدت ۱۰سال در زمینه تولید اسانس‌های گیاهان دارویی فعالیت کردم. در یک کارخانه صنعتی مسئولیت کنترل کیفیت را برعهده داشتم و اسانس‌های آویشن، زیره، بالوجه و… تولید می‌کردیم. آن سال‌ها، اسانس‌ چیز جدیدی محسوب می‌شد. همین ناشناخته بودن فرصتی ایجاد کرد که شرایط آموختن و تحقیق در این ارتباط مهیا شود و من هم در بسیاری از مراکز علمی حضور پیدا کردم.آموزش فروش:  همه تلاش ما این بود که بتوانیم اسانس را صادر کنیم. زمانی طولانی در این ارتباط صرف شد و توانستیم به مرحله‌ای برسیم که ترکیبات اضافی اسانس را جدا کرده و اسانس را به مرحله صادرات برسانیم. از سال ۷۵تا ۷۹ اسانس را به دفتر نمایندگی شرکت در انگلستان می‌فرستادیم و از آنجا به کشورهای فرانسه، آلمان و آمریکا صادر می‌شد.

 

  

بن‌بست و آنگاه راه جدید

اما این موفقیت دوام پیدا نکرد. از آنجا که تولید اسانس یک کار نو و جدید بود و دستگاه‌های تولید نیز هزینه زیادی داشتند مسئولان کارخانه مجبور به گرفتن وام شدند و نتوانستند به موقع این وام را پس بدهند و سال ۷۹کارخانه از طرف بانک مصادره شد و به این ترتیب کار و صنعت جدیدی که با علاقه توسعه می‌دادیم متوقف شد.

با خاموش شدن چرخ‌های کارخانه و مصادره شدن آن باز هم اجازه ندادم در مسیری که در آن قرار گرفته بودم متوقف شوم. یکی از شرکا این کار را در منطقه گیلاوند در شهرک صنعتی دماوند ادامه داد و از آنجا که من و چند نفر دیگر نیروی متخصص بودیم از ما دعوت به‌کار کرد.

۶روز در‌ماه از مشهد به تهران می‌آمدم و به گیلاوند می‌رفتم. اسانس‌ها را دوباره به مرحله‌ای رساندیم که قابل صادر کردن باشد. پس از بسته‌بندی و کنترل کیفیت، اسانس و من هردو به فرودگاه می‌رفتیم؛ اسانس‌ها برای صادر شدن به انگلستان و من هم برای بازگشت به مشهد.

کار ادامه داشت اما وقتی همسرم از ماجرای چند تصادف مرگبار در منطقه گیلاوند و دماوند باخبر شد از من خواست تا از کار در تهران منصرف شوم و به این ترتیب به ناچار در کارخانه‌های مشهد مشغول به‌کار شدم؛ مدتی در کارخانه‌های تولید عرقیات گیاهی مشغول به‌کار شدم و مدتی نیز در یک کارخانه دیگر.

 در این کارخانه شرایط برای کار کردن خانم‌ها زیاد مناسب نبود و من هم همیشه از این موضوع ناراحت بودم. من مادر ۳ فرزند دختر بودم و همیشه از اینکه شرایط خوبی برای کارکردن زنان در این کارخانه نبود ناراحت بودم اما برای تأمین هزینه‌ها و گذران زندگی ناچار بودم ادامه بدهم.

کارآفرینی کسب وکار

  تحول بزرگ

تحول در زندگی من از زمانی آغاز شد که تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم و این بار خودم آستین همت را بالا بزنم. یکی از روزها با یکی از اعضای هیأت علمی پژوهشکده صنایع غذایی که در زمینه پژوهش‌های صنعتی فعالیت می‌کرد و با هم آشنا بودیم دیدار داشتم. وقتی از وضعیت بد محل کارم برای او گفتم از من پرسید چرا برای خودم کار نمی‌کنم؟ نداشتن اعتماد به نفس کافی پاسخی بود که به او دادم اما پیشنهاد داد در کنار او و یک شخص دیگر که سرمایه‌گذار بود کار جدید را شروع کنیم. پیشنهاد او جرقه‌ای بود که در ذهنم زده شد و به این ترتیب فعالیت جدید را آغاز کردیم.

رهبری و مدیریت

 این شرکت در سال۸۴ فعالیت خود را آغاز و با پژوهش روی گیاهان ارزان قیمت، تولید اسانس را آغاز کرد. ابتدا طرح تولید اسانس را به پارک علم و فناوری خراسان ارائه کردیم و با پذیرفته شدن این طرح از سوی آنان در این پارک مستقر شدیم. ۳۰میلیون تومان تسهیلاتی که به تناوب در اختیارمان قرار گرفت سرمایه‌ای بود که با آن شروع به‌کار کردیم و با شروع ساخت دستگاه تولید اسانس کارمان را آغاز کردیم.

همیشه شروع کار جدید سخت است اما من به کاری که انجام می‌دادم ایمان داشتم. در این راه همسرم مشوق و تکیه‌گاه محکمی بود که همیشه از من حمایت می‌کرد. مدتی بعد همسرم پیشنهاد داد این بار برای خودم کار کنم. من مادر بودم و در کنار کار باید برای ۳ دخترم مادری می‌کردم اما تصمیم گرفتم این بار روی پای خودم بایستم. خانواده‌ام نخستین کسانی بودند که مرا حمایت کردند. وقتی می‌خواستم کار را شروع کنم دختر بزرگم که فارغ‌التحصیل رشته مامایی بود با برپا کردن مطب مشغول کار بود. دختر دوم‌ام فارغ‌التحصیل رشته پرستاری بود و دختر سوم‌ام نیز کارشناس ارشد معماری. دختر بزرگم‌ مطبش را تعطیل کرد و دختر دوم‌ام نیز که شغل آزاد داشت کارش را گذاشت و هردو همراه من شدند. در شروع کار ۳ نفر بودیم.

آموزش راه اندازی کسب وکار:  سال ۸۵با ساخت نخستین دستگاه، کار را شروع کردیم و با درآمدی که به‌دست آوردیم دومین دستگاه را راه‌اندازی کردیم. ما تأمین‌کننده اسانس طعم یکی از برندهای دوغ کشور بودیم و شبانه روز تلاش می‌کردیم. یکی از دخترهایم مسئولیت بازرگانی شرکت و دیگری مسئولیت واحد تولید و مالی شرکت را برعهده داشت. کار به خوبی جلو می‌رفت، تعداد نیروها را افزایش دادیم و با کارآفرینی، نیروهای جدیدی را در بخش تولید و بازرگانی و اداری استخدام کردیم. تا سال ۸۸فعالیت ما در پارک علم و فناوری ادامه داشت ولی از آنجا که محیط آن برای فعالیت ما کوچک بود تصمیم گرفتیم از آن محیط خارج و واحد تولید را در شهرک صنعتی طوس در اطراف شهر مقدس مشهد راه‌اندازی کنیم. در ادامه طرح توسعه، فعالیت‌مان را روی زعفران متمرکز و عصاره غلیظ شده آن را تولید کردیم. در کنار آن، اسانس‌ها و عصاره‌های گیاهی و فراورده‌های غذا و دارو تولید و صادر می‌کردیم.

زندگی‌نامه مرضیه سنویی محصل

زندگی‌نامه مرضیه سنویی محصل

خلاقیت در زمان

 نیاز مردم، راه جدید

هرسال سعی می‌کردیم یک محصول جدید به تولیدمان اضافه کنیم. طرح توسعه داروهای گیاهی مهم‌ترین طرحی بود که با هدف برطرف کردن نیاز فوری عامه مردم به داروهای گیاهی آغاز کردیم. در این طرح هر بیماری‌ای که به‌صورت اپیدمی در کشور وجود داشت داروی گیاهی آن را تولید می‌کردیم. داروی گیاهی افزایش حافظه و جلوگیری از آلزایمر، داروی آرامبخش، رفع یبوست، داروی جلوگیری از یائسگی زودرس و داروی قند خون و داروی کاهش ورم پروستات ازجمله داروهایی بودند که مردم به آنها نیاز داشتند و ما آنها را تولید و عرضه می‌کردیم. از طرف دیگر طرح میکرو کپسول زعفران را با کمک پژوهشکده صنایع غذایی پژوهش کردیم و پس از نتیجه‌گیری آن را به مرحله تولید رساندیم. از همان دوران کودکی با تجویزهایی که پدر انجام می‌داد و به ما داروهای و عصارهای گیاهان دارویی می‌داد با انواع مختلف گیاهان دارویی و خاصیت درمانی آنها آشنا شدم و همین آشنایی باعث شد تا با جدیت به‌دنبال تولید داروهای گیاهی بروم؛ داروهایی که هیچ‌گونه عوارضی ندارند و در درمان بیماری‌ها بسیار مؤثر هستند. در کنار آن یکی دیگر از دلایلی که باعث شد به سوی تولید داروهای گیاهی بروم این بود که کارخانه‌های تولید دارو در شهرهای مختلف از ما درخواست عصاره و اسانس برای تولید دارو می‌کردند. ما ماده اولیه تولید داروی آنها را تأمین می‌کردیم. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدیم که بهتر است خودمان داروهای گیاهی را تولید و عرضه کنیم. روزی که کار را شروع کردیم من و ۲ دخترم تنها نیروهای شرکت بودیم و همسرم نیز حامی اصلی ما بود و با پیشرفت کار و کارآفرینی، امروز تعداد نیروها به ۳۵نفر رسیده که ۷۰درصد این نیروها زن هستند.

 مهم‌ترین عامل موفقیت

در زندگی عواملی زیادی در موفقیت و رسیدن به قله، نقش دارند و من برای رسیدن به جایگاهی که امروز در آن قرار دارم موانع و سختی‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌ام. ناامیدی بزرگ‌ترین دشمن موفقیت است و من هیچ‌گاه ناامید نشده‌ام و خودم را باور داشته و هیچ‌گاه از پا نایستاده‌ام. با وجود آنکه موانع زیادی در دادن تسهیلات و پروانه و مجوز تولید در سر راهم قرار می‌گرفت اما همیشه در مشکلات به اصل «لوشاتلیه» که در علم شیمی آموخته بودم تکیه می‌کردم. این دانشمند فرانسوی می‌گوید هرگاه به یک سیستم در حال تعادل یک تحمیل وارد شود سیستم این تحمیل را درخودش حل می‌کند تا به حالت تعادل مجدد برسد. همیشه از این نظریه در زندگی استفاده کرده‌ام و هرگاه نتوانسته‌ام به مسیری ادامه بدهم مسیر دیگری را انتخاب کرده‌ام. این روزها همراه با دخترها و دامادها و یکی از نوه‌هایم در کنار فعالیت در شرکت تولید داروهای گیاهی، کارخانه تولیدی دیگری راه‌اندازی کرده‌ایم و مدیریت این کارخانه تولیدی نیز برعهده دخترم است و با تولید برخی داروهای گیاهی به شکل شربت و کپسول آنها را وارد بازار می‌کنیم. ۲بار به‌عنوان بانوی کارآفرین انتخاب شدم و سال‌هاست که به‌عنوان عضو هیأت مدیره کانون زنان بازرگان و دبیر کانون کارآفرینی خراسان رضوی و عضو هیأت امنای کارآفرینی که در راس آن استاندار قرار دارد فعالیت می‌کنم. از نقطه‌ای که در آن ایستاده‌ام و زندگی و ریسک‌هایی که در زندگی کرده‌ام خوشحالم و راضی. احساسی که از کارآفرینی و ایجاد اشتغال برای مردم سرزمینم دارم را با هیچ‌چیز دیگر نمی‌توانم عوض کنم.

 

تحلیل شخصی:

علت های موفقیت های ایشون از نظر من:

  1. به دنبال علاقه شون رفتند. در رشته مورد علاقه شون تحصیل کردند و در همون زمینه کار.
  2. با وجود بن بست های زیاد ناامید نشدند. مسیر های زیادی رو امتحان کردند اما هدفشون تغییری نکرد.
  3. پشتکار زیاد داشتند
  4. خودشون رو باور داشتند
  5. به هدف و کارشون متعهد بودند

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *